آهسته و پیوسته

امیدم به نسیم است و شقایق های کوهی و کولیان در راه...*

/ بازدید : ۱۵۵

امروز عصر یک لیست درست کردم از کارهایی که توانایی محافظت کردن از من را دارند تا وقتی که خیلی خسته ام، خیلی غمگینم، خیلی سرم از هجوم افکار مختلف درد می کند یا وقتهایی که دلم می خواهد به جایی بروم و ناشناس زندگی کنم، انجام دهم و حالم بهتر شود. بعد یک پلی لیست درست کردم در Sound Cloud به نام قند و شکر تا  هر چه موسیقی عربی دوست داشتنی می شنوم در آن ذخیره کنم برای اوقاتی که دلم حلاوت می خواهد و حزن و غریبگی. آرام تر که شدم بلند شدم و اتاقم را مرتب کردم. آب پتوسم را عوض کردم. به دختر خاله ام پیام دادم. با مریم حرف زدم. آشپزخانه را تمیز کردم. به کاوه، فریدون و شگفت انگیزی شاهنامه فکر کردم. سالاد شیرازی درست کردم. بعد از افطار بیرون رفتم تا برای سحر ماست بخرم، هوا به قدری خوب بود که دلم می خواست برای دوستی بنویسم " به قدری هوا خوب است که جان می دهد برای حرف زدن" اما ندادم. به خانه برگشتم. به محمد املا گفتم؛ خشنودی را اشتباه نوشته بود. فاطمه و محمد رعد و برق را تماشا کردند، من به اتاقم برگشتم؛ به صدای باران گوش دادم، بوی نم را نفس کشیدم و از قطرات باران که دیده نمی شدند عکس گرفتم. به فاطمه و محمد پیوستم و زیبایی رعد و برق را تماشا کردم. در حال نوشتن بودم که مامان صدایم کرد تا آب باران بخورم. کمی حرف زدیم و بعد شب به خیر گویان همه به قصد خواب پراکنده شدیم. هنوز باران می بارد. موسیقی عربی که نمی دانم چه می گوید را پخش کرده ام، قلبم گرم است و دلم تنگ. اگر کسی بپرسد خوبی؟ بی درنگ می گویم خوبم. آدم می تواند خسته باشد، دلتنگ باشد، ناامید باشد، آشفته و پریشان و غمگین باشد و خوب هم باشد. آدم می تواند هم زمان که دلش می خواهد چهار بهار بخوابد در جواب سوال خوبی بگوید خوبم و بعد با لبخندی از گرم بودن قلبش پتو را روی سرش بکشد و بخوابد در حالی که زیر لب زمزمه می کند: ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی...

*محمد صالح علاء

۴ ۳

بار دیگر، موسیقی ای که دوستش داشتم.

/ بازدید : ۱۳۱

 

 

 


+ برای همه ی فاصله ها، دلتنگی ها و دوری های جهانم..‌.

 

 

۲ ۵

تمام ایستگاه می رود...

/ بازدید : ۱۶۵

فرزندم

تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است

تنهایی در قطار هزار نفر...

 

+ غلامرضا بروسان

۲ ۱۴

چون که روز سعدی است، امروز...

/ بازدید : ۱۵۸

سعدی چو جورش می بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی بصر من می روم؟ او می کشد قلاب را

 

+ سعدی عزیزم

۲ ۹
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان