آهسته و پیوسته

با این وجود اما کاش من یک درخت بودم

/ بازدید : ۹۸

فکر نمی کنم چیزی تموم بشه. حداقل من این جوری فکر می کنم که ردی از هر ماجرایی رو در وجودم حمل می کنم. روزها که می گذرن، خاطره های جدید که ساخته می شن، درگیر ماجراهای جدید که می شم، فکر می کنم حالا دیگه هر چی بوده گذشته و تمام؛ ولی فقط کافیه حرفی، صدایی، چهره ای آشنا بشنوم یا ببینم و پرت شم به همون روزها که فکر می کردم گذشته. گذشت روزها فقط درد رو کمتر می کنه و باعث میشه به روزها ی خوب بیشتر از روزهای بد فکر کنم. گذشت ماجرا فقط باعث میشه وقتی برمی گردم عقب خودم رو ببینم که چه رنج می کشیدم و متوجه نبودم. درسته که من عاشق ماجراهایی ام که تموم نمی شن اما دارم فکر می کنم که ما شاید فقط یک ماجرای موندگار داشته باشیم و باقی همه هیچ. آدم ها می رن، اتفاقات خوب و بد می گذرن و عادی می شن. همون جور که غم می گذره، شادی هم می گذره، همون جور که نفرت تموم میشه، عشق هم عادی میشه. حالا اما فکر می کنم در آستانه ی ماجراهای جدیدم. در آستانه ی ماجراهایی که ازشون می ترسیدم. در آستانه یک زندگی واقعی که درد و غم داره اما احتمالا لذت بخش هم هست. در آستانه ی این که شب ها از تنهایی و بی پناهی سرم رو به دیوار تکیه بدم و گریه کنم و به خودم قول بدم که فردا همه چی بهتر می شه. دارم بزرگ می شم و سنم می ره بالا و این رو از قرصی که باید بخورم تا روزی که مادر می شم و درد پای چپم که جز با استراحت خوب نمیشه درک کردم. حالا همه چیز شکل واقعی تری به خودش گرفته. شادی با رنج درونی آمیخته شده و با هر لبخند سوزنی به قلبم فرو می ره. اما اینکه همه چی می گذره و چیزی موندگار نیست حالا خوشحالم می کنه. قبلا اما نق می زدم. واقعا راضی ام که هر ماجرایی از من عارفه ی بهتری می سازه و می گذره و همین کافیه. من ماجرای خودمم و خودم هم یک روز تموم می شم. چه خوب اصلا که چیزی نمی مونه جز محبت و درختا.

۲ ۸
خورشید ‌‌‌
۰۷ مهر ۱۴:۳۹

چه‌قدر دوست دارم این پست رو و چه‌قدر حس نزدیکی بهش دارم.

 

+ شخصیت‌هایی در من‌اند

که با برف‌ها آب می‌شوند

با رودها می‌روند

و سال‌ها بعد در من می‌بارند...

گروس عبدالملکیانه. 

پاسخ :
هر وقت این رو می گی خوشحالم می کنی.
گمون کنم آدمی با فهم اینکه یک انسان دیگر هم چنین احساساتی رو تجربه کرده آروم می شه و می فهمه که خودش در این جهان تنها نبوده.
زهرا طلائی
۰۷ مهر ۱۹:۲۲

چقدر حس پشت کلماتت رو دوست دارم و نوازشم می‌کنه.

این متن پر از من بود

ممنون می‌نویسی عارفه

پاسخ :
من ممنونم از تو که می خونی زهرا.
خیلی زیاد.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان